در محفلی بحث غار بود و غارنوردی و من ساکت گوشه ای نشسته واز تلاشهای این گروه در شناسایی ، کشف ،

پیمایش و نقشه کشی غارهای کشور لذت می بردم . یکی از جوانان جویای نام که مرا ساکت دیده بود رو به من

سئوال کرد :

گفت : شما هم غارنورد هستید !!!

گفتم : تا تعریف شما از غار چه باشد .

گفت : غارها بر دو نوع هستند طبیعی و دست کن و اینکه غارهای طبیعی در اثر باد ، باران و نفوذ آبهای اسیدی

ایجاد می شود و غارهای دست کن با کاربرد مذهبی ، نظامی و مسکونی توسط انسانها ساخته می شود .

گفتم : بر اساس این تعریف من هم غارنورد هستم .

گفت : غارهای عمودی یا افقی را می نوردید !!!

گفتم : هم عمودی و هم افقی

گفت : از ابزار و تجهیزات هم استفاده می کنی !!!

گفتم : آری از کلاه ، چراغ سر ، چراغ قوه ، طناب ، هارنس و ...

گفت : تا حالا رویهم چند متر غارنوردی کرده اید !!!

گفتم : بگو چند کیلومتر در روز

گفت : شوخی می کنی !!!

گفتم : نه خیلی هم جدی می گویم

گفت : مگر شما زندگی ندارید که روزی چند کیلومتر غار را می پیمایید !!!

گفتم : من  " کارگر " هستم و در غار های از نوع دست کن کار می کنم .

گفت : سواد هم داری !!!

گفتم : آری چند کلاس سواد دارم ولی استادی دارم که دکتری دارد ولی او هم کارگر است  و در دل کوههای زاگرس

به دنبال روزی خود هستیم .

گفت : مگر می شود که دکتری داشت و کارگر بود !!!

گفتم : تا تعریف شما از " کارگر " چه باشد .

گفت : مگر کارگر هم تعریف دارد

گفتم : خالد می گوید " در این مملکت هر کس دارای دفترچه بیمه تامین اجتماعی باشد کارگر نامیده می شود

گفت : بقول آقای بیژن امیری هر گردی که گردو نیست

گفتم : پس بقول کامبیز بختیاری باید تعریف جامع و کاملی از کارگر داشته باشیم تا بین اقشار مختلف طبقه کارگر

اختلاف نیاندازیم .

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 اردیبهشت 1392    | توسط: جمشید واحدى    |    |
نظرات()